اسكندر بيگ تركمان
293
تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )
است مملكت شيروان را تا آنچه الى غايت بحيطهء ضبط عساكر آل عثمان درآمده بازگشتن و صلح نمودن بصرفه و صلاح دولت نزديكتر است . امراء خودرأى قزلباش با وجود دوهوائى و نفاق و بىاتفاقى كه در ميان طوايف و اويماقات بود از سوء تدبير راضى به اين معنى نشده جواب عريضه ابراهيمخان بدين طريق قلمى شد كه اگر مصالحه بعنوانى كه قبل از اين تمهيد يافته وقوع مىيابد فبها و الا آنچه مقدر ازلى بوده باشد بحيز ظهور خواهد آمد . مجملا فرهاد پاشا با غلبه و ازدحام تمام بارز الروم آمد و لشكر سرحد و ميران عشاير اكراد را جمع نموده از راه قارص عزيمت چخور سعد نمود محمدى خان تخماق كه بيگلر بيگى چخور سعد بود امير خان و امامقلى خان را از اينحال اخبار نموده امراء تابين و مردم آن سرحد را جمع كرده بفكر و تدبير و دفع آن حادثه افتاد . القصه خوانين عظام و امراء و بيگلر بيگيان قزلباش كه در آذربايجان و قراباغ بودند چون مقابله با آن لشكر بيحساب ما فوق قوت و قدرت ايشان بود و [ 214 ] از كومك و مدد عراق نيز مأيوس بودند به هيچوجه در مقام دفع آن حادثه نتوانستند شد و هيچ تدبير ايشان موافق تقدير نيامد محمدى خان از ايروان بيرون آمده با مردمى كه داشت در اطراف و جوانب روميه آثار جلادت بظهور آورده دستبردهاى نمايان ميكرد اما هيچ اثرى بر آنها مترتب نميگشت و فرهاد پاشا بايروان رسيده چند روز در آنجا رحل اقامت انداخته قلعه در كمال حصانت و متانت و استحكام ترتيب داد و حارس و ينكچرى به قدر احتياج گماشته ذخيرهء ساليانه و يراق توپخانه و ما يحتاج قلعه دارى سرانجام نموده بازگرديد محمدى خان بكام و ناكام دل از حكومت آن مملكت برداشته بنخجوان آمد عيال و اطفال غازيان را در قلعه النچق حفظ نمود و از امير خان و امراء تركمان درين مراتب اصلا مددى به محمدى خان نرسيد و حفظ و حراست دار السلطنه تبريز را اهم و اولى دانسته بملاحظهء قرب اكراد پا از آنجا بيرون ننهاد و ولايت معموره چخور سعد كه معظم ارمنيهء صغرا است به تصرف معاندان در آمده و در ولايت شيروان نيز احدى از امراء قزلباش را محال توقف نمانده و تمامى آن ولايت به تصرف روميه قرار گرفت . از سوانح اين سال آنست كه فاطمه سلطان بيگم صبيهء شاه جنت مكان كه حرم محترم امير خان تركمان بود در تبريز عليل و مريض گشته عاقبت وديعت حيات بمتقاضى اجل سپرد و نعش او را بدارالارشاد اردبيل برده در روضهء مطهرهء آباء و اجداد عالى مقدار مدفون گشته باعث پريشانى ضمير امير خان گرديد . ذكر قضايا كه بعد از معاودت موكب همايون نواب سكندر شأن در خراسان بظهور پيوست سابقا بقلم وقايع نگار مرقوم صحايف اخبار گرديد كه حسب الالتماس عليقلى خان و جذب قلوب مرشد قليخان و امراء خراسان مرتضى قلى خان را از حكومت مشهد مقدس معلى معزول نموده ايالت آن ولايت بسلمان خان ولد شاه على ميرزاى خواهر زاده شاه جنت مكان و نوادهء عبداللّه خان